آیین یلدا را نمیتوان صرفاً در زمره مناسک فصلی یا رسوم کهن قومی طبقهبندی کرد؛ بلکه یلدا، در معنایی عمیقتر، ساز و کاری فرهنگی برای مواجهه جمعی با «تجربه تاریکی» و بازتولید امید اجتماعی است. این آیین، پاسخی تمدنی به اضطرابهای طبیعی و روانی بشر تاریخی است که از مسیر معنا، همنشینی و انتظار، به تقویت انسجام اجتماعی میانجامد.¹
در تاریخ فرهنگی ایران، پدیدههای طبیعی همواره در پرتو تفسیرهای فرهنگی زیست شدهاند. طولانیترین شب سال، بهجای آنکه منشأ انزوا یا هراس جمعی شود، به مجالی برای گردهمایی، گفتوگو و تقویت پیوندهای خویشاوندی بدل شده است. این فرایند معناسازی، نشاندهنده توان فرهنگ ایرانی در تبدیل تهدید طبیعی به فرصت اجتماعی است.²
خانواده در آیین یلدا نقشی محوری ایفا میکند. اجتماع نسلها در خانه بزرگتر خانواده، شکلی از انتقال سرمایه فرهنگی است؛ سرمایهای که بیواسطه نهادهای رسمی، ارزشها، هنجارها و الگوهای زیست جمعی را به نسلهای بعد منتقل میسازد. از این منظر، یلدا نهادی اجتماعی اما غیررسمی است که در سکوت و سادگی، کارکردی تربیتی و هویتی دارد.³
سفره یلدا نیز واجد معانی اقتصادی – اجتماعی قابل توجهی است. اغلب عناصر این سفره، محصول کار، تولید و ذخیرهسازی درونخانوادگی است و نه مصرف وابسته به مناسبات بازار. به همین دلیل، یلدا را میتوان در زمره آیینهای «تولیدبنیان» قرار داد؛ آیینهایی که در آنها اقتصاد، در پیوند با اخلاق، قناعت و کار جمعی معنا مییابد.⁴
از سوی دیگر، انتظار طلوع خورشید پس از شب یلدا، صرفاً باور به یک رویداد طبیعی نیست؛ بلکه نمادی از امید فعال و آمادگی برای عبور از بحران است. این انتظار، کنشی آگاهانه و معنادار است که با مفهوم «انتظار مسئولانه» در اندیشه دینی اسلامی همخوانی دارد؛ انتظاری که با سکون و انفعال بیگانه است و انسان را به پایداری و کنش اخلاقی فرا میخواند.⁵
بازتاب گسترده یلدا در ادبیات فارسی ـ از متون حماسی تا عرفانی ـ نشان میدهد که این آیین، در سیر تاریخی خود، از یک رسم تقویمی فراتر رفته و به استعارهای تمدنی بدل شده است؛ استعارهای که در آن، شب نماد دشواری و تاریکی، و سپیدهدم نماد گشایش، امید و امکان است.⁶
در شرایط معاصر، که فردگرایی افراطی، مصرفزدگی و تضعیف نهاد خانواده، سرمایه اجتماعی را با چالش مواجه کرده است، بازخوانی یلدا صرفاً رجوعی نوستالژیک به گذشته نیست؛ بلکه یادآوری الگویی بومی برای تقویت همبستگی اجتماعی، خانوادهپایگی و تولیدمحوری است. یلدا به ما میآموزد که عبور از تاریکی، نه در تنهایی، بلکه در جمع، معنا مییابد.
دکتر محمد امین جامعی – پژوهشگر و مدرس دانشگاه
۳۰ آذر ۱۴۰۴
پاورقیها:
۱. میرچا الیاده، *امر قدسی و امر عرفی*، ترجمه فریدون بدرهای، چاپ سوم، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، صص. ۵۷–۶۲.
۲. داریوش شایگان، *آسیا در برابر غرب*، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۱، صص. ۱۱۲–۱۱۸.
۳. پییر بوردیو، *سرمایه فرهنگی و بازتولید اجتماعی*، ترجمه ناصر فکوهی، تهران: انتشارات نی، ۱۳۹۰، صص. ۸۳–۹۵.
۴. کارل پولانی، *دگرگونی عظیم: خاستگاههای سیاسی و اقتصادی عصر ما*، ترجمه عزتالله فولادوند، چاپ دوم، تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۳، صص. ۱۴۷–۱۵۴.
۵. مرتضی مطهری، *قیام و انقلاب مهدی (عج)*، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۸۹، صص. ۷۲–۷۹.
۶. عبدالحسین زرینکوب، *با کاروان حله*، چاپ هشتم، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۷۸، صص. ۲۶۵–۲۷۱.




