فضیلت و برکت ماه مبارک رمضان در فقه امامیه / تحلیلی قرآنی – روایی با تأکید بر کارکردهای اخلاقی، اجتماعی و عدالتمحور روزه
نویسنده:
حجتالاسلام دکتر محمد امین جامعی
مسئول انجمن تخصصی فقه و حقوق سازمان بسیج حقوقدانان استان خوزستان
چکیده
ماه مبارک رمضان در فقه و معارف اسلامی، صرفاً یک بازهٔ زمانی عبادی نیست، بلکه نهادی تربیتی با کارکردهای چندسطحی در ساحت فردی، اجتماعی و حقوقی بهشمار میآید. این پژوهش با روش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر منابع قرآنی، روایی و فقه امامیه، میکوشد نشان دهد که «فضیلت» و «برکت» رمضان مفاهیمی صرفاً ثوابمحور نیستند، بلکه ناظر به افزایش ظرفیت اخلاقی فرد، تقویت همبستگی اجتماعی و زمینهسازی برای عدالت عملی در جامعه اسلامیاند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که روزه، بهمثابه یک فریضه عبادی، نقش مؤثری در خودمهارگری، اصلاح روابط اجتماعی، کاهش تعارض و تقویت مسئولیتپذیری حقوقی ایفا میکند.
واژگان کلیدی:
ماه رمضان، روزه، تقوا، فقه اجتماعی، عدالت ترمیمی، اخلاق قضایی.
۱. مقدمه
در میان شعائر اسلامی، ماه مبارک رمضان جایگاهی ممتاز دارد؛ جایگاهی که هم در نص قرآن کریم و هم در سنت معصومان علیهمالسلام بهروشنی برجسته شده است. با این حال، در برخی قرائتهای تقلیلگرایانه، رمضان به مجموعهای از مناسک فردی فروکاسته میشود و ابعاد اجتماعی و تمدنی آن مغفول میماند.
پرسش محوری این مقاله آن است که فضیلت و برکت ماه رمضان در منطق فقه امامیه، چه نسبت و کارکردی در اصلاح فرد و جامعه دارد؟
۲. جایگاه ماه رمضان در قرآن کریم: از زمان مقدس تا نهاد هدایت
تنها ماهی که نام آن بهصراحت در قرآن کریم آمده، ماه رمضان است:
﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ﴾ (بقره: ۱۸۵)
مفسران امامیه، از جمله علامه طباطبایی، نزول قرآن در رمضان را نشانه پیوند این ماه با هدایت عملی و تمییز حق از باطل در ساحت زندگی اجتماعی دانستهاند (طباطبایی، *المیزان*، ج۲).
بر این اساس، رمضان صرفاً «زمان عبادت» نیست، بلکه بستر نهادی هدایت است.
۳. فلسفه روزه در فقه امامیه: تقوا بهمثابه ملکه اجتماعی
غایت روزه در قرآن کریم چنین بیان شده است:
﴿لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾ (بقره: ۱۸۳)
در فقه امامیه، تقوا تنها حالت درونی یا زهد فردی نیست، بلکه ملکهای رفتاری با آثار اجتماعی و حقوقی است. روزه، با الزام به امساک آگاهانه و مستمر، انسان را به خودکنترلی، صبر و مهار غرایز عادت میدهد؛ عناصری که در تحلیل فقه اجتماعی، از پیششرطهای عدالت و رعایت حقوق دیگران محسوب میشوند (حر عاملی، *وسائل الشیعة*، ج۷).
۴. فضیلت رمضان در سنت نبوی و علوی
در خطبه مشهور پیامبر اکرم ﷺ در استقبال از ماه رمضان آمده است:
«أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ»
(*بحار الأنوار*، ج۹۳)
سهگانه «برکت، رحمت و مغفرت» نشان میدهد که فضیلت رمضان، ناظر به افزایش ظرفیت وجودی انسان است؛ ظرفیتی که هم در ساحت فردی (تزکیه نفس) و هم در ساحت اجتماعی (اصلاح روابط) بروز مییابد.
۵. برکت اجتماعی ماه رمضان و منطق انفاق
تأکید گسترده روایات بر اطعام، انفاق و افطاری دادن، بُعد اجتماعی روزه را برجسته میسازد. پیامبر اکرم ﷺ میفرمایند:
«مَنْ فَطَّرَ صَائِمًا كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ»
(کلینی، *الکافی*، ج۴)
از منظر فقه اجتماعی، این آموزهها رمضان را به مکانیزمی برای کاهش شکافهای اجتماعی، تقویت همدلی و بازتوزیع اخلاقی منابع تبدیل میکند؛ امری که با نظریههای معاصر عدالت ترمیمی نیز همپوشانی دارد.
۶. رمضان و اصلاح ذاتالبین: از اخلاق فردی تا نظم اجتماعی
در روایات، اصلاح ذاتالبین برتر از بسیاری از عبادات فردی دانسته شده است. فضای معنوی رمضان، با تضعیف خودخواهی و تقویت گذشت، بستر مناسبی برای تحقق این فریضه اجتماعی فراهم میسازد.
از منظر فقه القضاء، استمرار نزاع نوعی ظلم و اخلال در نظم عمومی است؛ و رمضان، بهعنوان ماه صلح و عفو، ظرفیت بیبدیلی برای مدیریت تعارض و بازسازی اعتماد اجتماعی دارد.
۷. نسبت رمضان با عدالت: از تجربه گرسنگی تا مسئولیت اجتماعی
گرسنگی و تشنگی روزهدار، تجربهای عینی از وضعیت محرومان است. این تجربه، اگر به آگاهی اخلاقی منتهی شود، میتواند وجدان اجتماعی انسان را بیدار سازد. از این منظر، روزه نهتنها عبادت، بلکه تمرین عدالتخواهی و مسئولیتپذیری اجتماعی است؛ امری که در فقه امامیه، با تأکید بر کرامت انسان و نفی ظلم، کاملاً سازگار است.
۸. نتیجهگیری
بر اساس تحلیل قرآنی، روایی و فقهی، ماه مبارک رمضان نهادی جامع برای تزکیه فرد، اصلاح روابط اجتماعی و تقویت عدالت اخلاقی و اجتماعی است. فضیلت و برکت رمضان، بهجای آنکه صرفاً در ثواب اخروی خلاصه شود، در افزایش ظرفیتهای اخلاقی و اصلاحگر انسان و جامعه تجلی مییابد. درک این کارکردها، رمضان را از یک آیین مناسکی به یک پروژه تمدنی در فقه اجتماعی اسلام ارتقا میدهد.
منابع
– قرآن کریم.
– کلینی، محمد بن یعقوب، *الکافی*.
– حر عاملی، محمد بن حسن، *وسائل الشیعة*.
– مجلسی، محمدباقر، *بحار الأنوار*.
– طباطبایی، سید محمدحسین، *المیزان فی تفسیر القرآن*.
– مطهری، مرتضی، *آشنایی با قرآن*.





