یلدا؛ از آیین تقویمی تا الگوی کنش جمعی / خوانشی فرهنگی اجتماعی با رویکرد خانواده و تولید / به قلم: دکتر محمد امین جامعی
یلدا؛ از آیین تقویمی تا الگوی کنش جمعی / خوانشی فرهنگی اجتماعی با رویکرد خانواده و تولید / به قلم: دکتر محمد امین جامعی
آیین یلدا را نمی‌توان صرفاً در زمره مناسک فصلی یا رسوم کهن قومی طبقه‌بندی کرد

آیین یلدا را نمی‌توان صرفاً در زمره مناسک فصلی یا رسوم کهن قومی طبقه‌بندی کرد؛ بلکه یلدا، در معنایی عمیق‌تر، ساز و کاری فرهنگی برای مواجهه جمعی با «تجربه تاریکی» و بازتولید امید اجتماعی است. این آیین، پاسخی تمدنی به اضطراب‌های طبیعی و روانی بشر تاریخی است که از مسیر معنا، هم‌نشینی و انتظار، به تقویت انسجام اجتماعی می‌انجامد.¹

در تاریخ فرهنگی ایران، پدیده‌های طبیعی همواره در پرتو تفسیرهای فرهنگی زیست شده‌اند. طولانی‌ترین شب سال، به‌جای آنکه منشأ انزوا یا هراس جمعی شود، به مجالی برای گردهمایی، گفت‌وگو و تقویت پیوندهای خویشاوندی بدل شده است. این فرایند معناسازی، نشان‌دهنده توان فرهنگ ایرانی در تبدیل تهدید طبیعی به فرصت اجتماعی است.²

خانواده در آیین یلدا نقشی محوری ایفا می‌کند. اجتماع نسل‌ها در خانه بزرگ‌تر خانواده، شکلی از انتقال سرمایه فرهنگی است؛ سرمایه‌ای که بی‌واسطه نهادهای رسمی، ارزش‌ها، هنجارها و الگوهای زیست جمعی را به نسل‌های بعد منتقل می‌سازد. از این منظر، یلدا نهادی اجتماعی اما غیررسمی است که در سکوت و سادگی، کارکردی تربیتی و هویتی دارد.³

سفره یلدا نیز واجد معانی اقتصادی – اجتماعی قابل توجهی است. اغلب عناصر این سفره، محصول کار، تولید و ذخیره‌سازی درون‌خانوادگی است و نه مصرف وابسته به مناسبات بازار. به همین دلیل، یلدا را می‌توان در زمره آیین‌های «تولیدبنیان» قرار داد؛ آیین‌هایی که در آن‌ها اقتصاد، در پیوند با اخلاق، قناعت و کار جمعی معنا می‌یابد.⁴

از سوی دیگر، انتظار طلوع خورشید پس از شب یلدا، صرفاً باور به یک رویداد طبیعی نیست؛ بلکه نمادی از امید فعال و آمادگی برای عبور از بحران است. این انتظار، کنشی آگاهانه و معنا‌دار است که با مفهوم «انتظار مسئولانه» در اندیشه دینی اسلامی هم‌خوانی دارد؛ انتظاری که با سکون و انفعال بیگانه است و انسان را به پایداری و کنش اخلاقی فرا می‌خواند.⁵

بازتاب گسترده یلدا در ادبیات فارسی ـ از متون حماسی تا عرفانی ـ نشان می‌دهد که این آیین، در سیر تاریخی خود، از یک رسم تقویمی فراتر رفته و به استعاره‌ای تمدنی بدل شده است؛ استعاره‌ای که در آن، شب نماد دشواری و تاریکی، و سپیده‌دم نماد گشایش، امید و امکان است.⁶

در شرایط معاصر، که فردگرایی افراطی، مصرف‌زدگی و تضعیف نهاد خانواده، سرمایه اجتماعی را با چالش مواجه کرده است، بازخوانی یلدا صرفاً رجوعی نوستالژیک به گذشته نیست؛ بلکه یادآوری الگویی بومی برای تقویت هم‌بستگی اجتماعی، خانواده‌پایگی و تولیدمحوری است. یلدا به ما می‌آموزد که عبور از تاریکی، نه در تنهایی، بلکه در جمع، معنا می‌یابد.

دکتر محمد امین جامعی – پژوهشگر و مدرس دانشگاه 

۳۰ آذر ۱۴۰۴

 پاورقی‌ها:

۱. میرچا الیاده، *امر قدسی و امر عرفی*، ترجمه فریدون بدره‌ای، چاپ سوم، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، صص. ۵۷–۶۲.

۲. داریوش شایگان، *آسیا در برابر غرب*، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۱، صص. ۱۱۲–۱۱۸.

۳. پی‌یر بوردیو، *سرمایه فرهنگی و بازتولید اجتماعی*، ترجمه ناصر فکوهی، تهران: انتشارات نی، ۱۳۹۰، صص. ۸۳–۹۵.

۴. کارل پولانی، *دگرگونی عظیم: خاستگاه‌های سیاسی و اقتصادی عصر ما*، ترجمه عزت‌الله فولادوند، چاپ دوم، تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۳، صص. ۱۴۷–۱۵۴.

۵. مرتضی مطهری، *قیام و انقلاب مهدی (عج)*، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۸۹، صص. ۷۲–۷۹.

۶. عبدالحسین زرین‌کوب، *با کاروان حله*، چاپ هشتم، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۷۸، صص. ۲۶۵–۲۷۱.