پنج شهید مرجع در تاریخ فقاهت شیعه / تحلیل فقهی ـ تاریخی بر دیدگاه آیت‌الله محسن حیدری درباره تداوم سلسله شهدای فقاهت
پنج شهید مرجع در تاریخ فقاهت شیعه / تحلیل فقهی ـ تاریخی بر دیدگاه آیت‌الله محسن حیدری درباره تداوم سلسله شهدای فقاهت
حجت‌الاسلام دکتر محمدامین جامعی - مسئول انجمن تخصصی فقه و حقوق سازمان بسیج حقوقدانان خوزستان

پنج شهید مرجع در تاریخ فقاهت شیعه / تحلیل فقهی ـ تاریخی بر دیدگاه آیت‌الله محسن حیدری درباره تداوم سلسله شهدای فقاهت

 

حجت‌الاسلام دکتر محمدامین جامعی – مسئول انجمن تخصصی فقه و حقوق سازمان بسیج حقوقدانان خوزستان

۱. چکیده

پژوهش حاضر با هدف تبیین و واکاوی نظریه کلیدی «سلسله شهدای فقاهت» و تحلیل جایگاه بنیادین آن در سیر تطور تاریخ فقه امامیه تدوین شده است. بر اساس دیدگاه نظری و نوآورانه آیت‌الله دکتر محسن حیدری، شهادت فقهای برجسته شیعه را نباید صرفاً یک حادثه اتفاقی یا رخداد فردی قلمداد کرد؛ بلکه این پدیده، جزئی از یک ساختار کلان در پیوند میان «فقاهت»، «مرجعیت اجتماعی» و «مقاومت فعال دینی» است. این مطالعه با بهره‌گیری از روش تاریخی ـ تحلیلی و با نگاهی به حوادث سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ هجری شمسی، پنج شخصیت تمدن‌ساز در تاریخ فقه، شامل شهید اول، شهید ثانی، قاضی نورالله شوشتری (شهید ثالث)، شهید سید محمدباقر صدر (شهید رابع) و در نهایت حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (شهید خامس) را مورد واکاوی قرار می‌دهد. یافته‌های این تحقیق مؤید آن است که این پنج شخصیت، فراتر از مرتبه عالی اجتهاد، در جایگاه «رهبری امت» و «دیده‌بانی شریعت» قرار داشتند که منجر به مواجهه مستقیم آنان با کانون‌های استکبار و قدرت‌های زمانه گردید. تحلیل غایی پژوهش نشان می‌دهد که «سلسله شهدای فقاهت» تجلی عینی این اصل است که در تشیع، فقیه تنها مخزن دانش نیست، بلکه مسئولیت اجتماعی و جهاد در راه حق، امتداد قهری مقام فقاهت اوست. این زنجیره از قرن هشتم آغاز گشته و در ماه رمضان ۱۴۴۶ با شهادت مظلومانه شهید خامس، به کمال و بلوغ تاریخی خود رسیده است.

۲. مقدمه

نظام معرفتی فقه امامیه، بر خلاف بسیاری از مکاتب حقوقی و الهیاتی جهان، صرفاً مجموعه‌ای از قواعد انتزاعی برای تنظیم امور فردی نیست. از قرن چهارم هجری و با آغاز عصر غیبت کبری، فقه شیعه به عنوان ستون فقرات هویت جامعه شیعی عمل کرده است. در این مکتب، فقیه وظیفه‌ای فراتر از استنباط احکام (افتاء) دارد؛ او صائن شریعت، حاکم شرع و پناهگاه مستضعفان است. این پیوند میان «دانش فقهی» و «کنشگری سیاسی»، فقیه را به یک کنشگر فعال در عرصه تمدنی تبدیل می‌کند. تاریخ تشیع همواره با ایثار و شهادت عجین بوده است، اما در این میان، شهادت فقیهان جامع‌الشرایط که در اوج مرجعیت و نفوذ کلام بوده‌اند، جایگاه ویژه‌ای دارد. این شهادت‌ها «نقطه عطف» تاریخی محسوب می‌شوند؛ چرا که هر بار با شهادت یکی از این استوانه‌های علم، جبهه حق جانی تازه گرفته و مرزهای فکری تشیع گسترش یافته است. در این مقدمه تبیین می‌شود که چگونه شهادت از دمشق تا تهران، حلقه‌های یک زنجیره واحد برای حفظ کیان اسلام ناب محمدی هستند. نظریه آیت‌الله محسن حیدری در واقع بازخوانی این مسیر خونین اما عزت‌مندانه است که در آن فقیه، جان خود را به عنوان عالی‌ترین استدلال برای حقانیت فقه خود فدا می‌کند.

۳. بیان مسئله

مسأله بنیادین این پژوهش آن است که آیا در تاریخ فقاهت شیعه می‌توان از الگویی سیستماتیک سخن گفت که طی آن برخی فقهای بزرگ در اوج فقاهت و مرجعیت دینی و اجتماعی به شهادت رسیده باشند و بتوان این فرآیند را ذیل مفهوم «سلسله شهدای فقاهت» تحلیل کرد؟ چرا در طول تاریخ هزارساله فقه، تنها برخی از فقها عنوان رسمی و ماندگار «شهید» را به عنوان پیشوند نام خود دریافت کرده‌اند؟ آیا این یک توافق عرفی است یا یک ضرورت فقهی ـ تاریخی؟ طرح این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد فقاهت در سنت شیعه صرفاً یک فعالیت علمی در حجره‌ها نبوده، بلکه در پیچ‌های تاریخی با مسئولیت اجتماعی و مقاومت در برابر کفر جهانی پیوند خورده است. ضرورت این تحقیق در زمانه کنونی (سال ۱۴۰۵ هجری شمسی) که جهان اسلام با فقدان عظیم رهبری حکیم در پی تجاوز صهیونیستی-آمریکایی مواجه شده، بیش از پیش عیان است تا جایگاه الهی و تاریخی این شهادت تبیین گردد و ابعاد نظریه «شهید خامس» از منظر علمی واکاوی شود.

۴. اهمیت و نوآوری پژوهش

پژوهش حاضر در شناخت نقش اجتماعی و تاریخی فقها، به ویژه در دوره‌های حساس و منازعه‌برانگیز، نوآورانه است. تمرکز بر مفهوم «سلسله شهدای فقاهت» و تحلیل آن در چارچوب نظری، نشان می‌دهد که شهادت برخی فقهای شیعه تنها یک رویداد فردی نبوده، بلکه بخشی از یک الگوی تکرارشونده در تاریخ تشیع است. نوآوری اصلی این تحقیق در سه محور است:

۴.۱. به‌روزرسانی زنجیره شهدای فقاهت: ورود به بحث معاصر و تبیین جایگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان «شهید خامس».

۴.۲. تحلیل نظریه آیت‌الله حیدری: برای نخستین بار این نظریه به صورت یک مقاله علمی-پژوهشی با مستندات تاریخی تطبیق داده می‌شود.

۴.۳. پیوند میان فقه و شهادت: تبیین فقهی این نکته که شهادت، کمالِ فقهِ یک فقیه مجاهد است، نه توقف آن. این نگاه، نوآوری در تحلیل‌های رایج درباره تاریخ فقه دارد و می‌تواند زمینه‌ساز مطالعات جدید در حوزه فقه سیاسی باشد.

۵. سؤالات تحقیق

۵.۱. سؤال اصلی:

الگوی حاکم بر «سلسله شهدای فقاهت» در تاریخ شیعه چگونه تداوم یافته و شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۴۴۶ هجری قمری چگونه در این الگو به کمال رسیده است؟

۵.۲. سؤالات فرعی:

۵.۲.۱. وجوه اشتراک علمی، سیاسی و اجتماعی شهید اول تا شهید خامس در مقابله با کانون‌های قدرت زمانه چیست؟

۵.۲.۲. تأثیر تمدنی و پایداری مذهب تشیع پس از شهادت این پنج مرجع بزرگ چگونه تحلیل می‌شود؟

۵.۲.۳. مبانی مستدل آیت‌الله محسن حیدری در نام‌گذاری «شهید خامس» بر اساس چه شاخصه‌های فقهی و تاریخی استوار است؟

۶. روش‌شناسی تحقیق

این پژوهش با روش «تاریخی ـ تحلیلی» و با رویکرد «توصیفی ـ استنتاجی» انجام شده است. در گام نخست، با مراجعه به منابع دست‌اول رجالی، تراجم‌نگاری و آثار تاریخی کهن (مانند أمل الآمل و روضات الجنات)، اطلاعات مربوط به زندگی و فعالیت‌های علمی فقهای شهید جمع‌آوری شده است. در گام دوم، با استفاده از روش تحلیل محتوا، بیانات و مواضع فقهی و سیاسی فقهای معاصر (به‌ویژه شهید صدر و شهید خامس) استخراج گردید. در نهایت، با تطبیق الگوهای رفتاری و نحوه مواجهه این شخصیت‌ها با قدرت‌های جائر، «نظریه تداوم سلسله» به عنوان یک استنتاج قطعی تاریخی تبیین شده است.

۷. پیشینه پژوهش

پژوهش‌های متعددی درباره تاریخ فقاهت شیعه انجام شده است، اما تمرکز بر پدیده «شهادت مراجع طراز اول» به عنوان یک زنجیره واحد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

– کتاب «شهداء الفضيلة» اثر علامه امینی، مهم‌ترین منبع در معرفی فقهای شهید است، اما این اثر در زمان خود متوقف مانده و شامل شهدای قرن اخیر نمی‌شود.

– آثار مستشرقانی چون مادلونگ و کولبرگ به نقش سیاسی فقها پرداخته‌اند، اما از درک پیوند قدسی شهادت و فقاهت عاجز بوده‌اند.

– در دوران معاصر، مقالات متعددی درباره شهید صدر نگاشته شده، اما پیوند میان ایشان و شهید خامس در قالب یک سلسله واحد، موضوعی است که عمدتاً در بیانات آیت‌الله محسن حیدری تجلی یافته و این مقاله نخستین تلاش برای مکتوب کردن علمی این نظریه است.

۸. چارچوب مفهومی

برای درک صحیح نظریه «سلسله شهدای فقاهت»، ابتدا باید منظومه مفاهیمی که این نظریه بر آن استوار است را تبیین کرد. این چارچوب بر سه رکن اصلی بنا شده است:

۸.۱. پیوند ذاتی علم و جهاد (فقاهت مسئولانه):

در اندیشه شیعی، فقه تنها دانشِ «دانستن» نیست، بلکه دانشِ «زیستن» و «اداره» است. فقیه در این پارادایم، دیده‌بان شریعت است. چارچوب مفهومی ما بر این اصل استوار است که هرگاه فقه از حوزه فردی به حوزه اجتماعی و سیاسی تسری یابد، تقابل با قدرت‌های جائر گریزناپذیر است. لذا «شهادت» در این مسیر، نه یک بن‌بست، بلکه غایتِ کنشگری فقهی محسوب می‌شود.

۸.۲. مرجعیت به مثابه رهبری امت:

در این پژوهش، مفهوم مرجعیت صرفاً در «رساله عملیه» خلاصه نمی‌شود. مرجعیتی که به مقام شهادت نائل می‌گردد، مرجعیتی است که «ولایت بر امور» را در متن فقاهت خود دیده است. از شهید اول که وکلای خود را به بلاد اسلامی می‌فرستاد تا شهید خامس که فرماندهی جبهه مقاومت را بر عهده داشت، همگی در یک «نظام‌واره ولایی» تعریف می‌شوند.

۸.۳. نظریه «استمرار خون در رگ فقه»:

این مفهوم کلیدی بیانگر آن است که آثار فقهی این مراجع (مانند اللمعه، الروضه، احقاق الحق، اقتصادنا و بیانیه گام دوم)، پس از شهادت مولفانشان، به متون مقدس علمی تبدیل شده‌اند که هویت شیعه را حفظ کرده‌اند. در واقع، خون فقیه، «حجت» را بر طالبان علم تمام کرده و به فتوای او اعتبار ابدی بخشیده است.

۹. بررسی تفصیلی مصادیق تاریخی

۹.۱. شهید اول (محمد بن مکی عاملی)؛ معمار فقه تشکیلاتی

شهید اول نماد گذار فقه شیعه از دوران فترت پس از ایلخانان به دوران نظام‌مندی است.

۹.۱.۱. بستر تاریخی و سیاسی: در قرن هشتم هجری، شام و دمشق کانون قدرت ممالیک بود. شیعیان در این منطقه تحت شدیدترین فشارهای مذهبی قرار داشتند. شهید اول در چنین فضایی، نه تنها به تولید علم پرداخت، بلکه یک «شبکه ارتباطی مخفی» میان شیعیان شام، لبنان، ایران و عراق ایجاد کرد. او با استفاده از نفوذ علمی خود در میان علمای اهل سنت، سال‌ها به صورت تقیه آرمان‌های تشیع را پیش برد.

۹.۱.۲. نوآوری فقهی (اللمعة الدمشقیة): کتاب لمعه، صرفاً یک کتاب فقهی نیست؛ یک «قانون اساسی» برای اداره جامعه شیعی در دوران غیبت است. شهید اول با تدوین این کتاب به درخواست حاکم خراسان، نشان داد که فقه شیعه آمادگی دارد تا در قامت یک «دولت» ظاهر شود. ایجاز و اتقان این کتاب چنان است که فخرالمحققین درباره او گفته بود: «من از دانش این جوان شگفت‌زده‌ام».

۹.۱.۳. جزئیات شهادت و ابعاد سیاسی: دستگاه قدرت ممالیک با تحریک فقهای درباری (مانند ابن‌جماعه)، پرونده‌ای سیاسی تحت پوشش مذهبی برای او ساختند. اتهام او «رافضی‌گری» و «بدعت در دین» بود. او یک سال در زندان قلعه دمشق محبوس گشت و در تمام این مدت از مواضع ولایی خود عقب‌نشینی نکرد. در نهایت در روز پنجشنبه نهم جمادی‌الاولی سال ۷۸۶ هجری، پس از نماز ظهر، او را در میدان شهر دمشق ابتدا به دار آویختند، سپس سنگسار کردند و در نهایت پیکر مطهرش را به آتش کشیدند. این شیوه وحشیانه اعدام، نشان از هراس عمیق حاکمیت از نفوذ کلام یک فقیه مرجع داشت.

۹.۲. شهید ثانی (زین‌الدین عاملی)؛ شهید راه تقریب و حریت

شهید ثانی، فقیهی است که مرزهای مذهبی را برای اعتلای کلمه حق درنوردید.

۹.۲.۱. جهان‌بینی علمی و سفرهای تمدنی: او فقیهی سیاح بود. سفر او به مصر، قسطنطنیه، حجاز و عراق، به او دیدی تمدنی بخشید. او در مصر نزد علمای الازهر و در استانبول نزد علمای عثمانی چنان درخشید که به او اجازه تدریس در مذاهب پنج‌گانه داده شد. او نماد «فقه پویا» و «دیپلماسی علمی» در قرن دهم هجری است.

۹.۲.۲. شاهکار الروضة البهیة: شهید ثانی با شرح لمعه شهید اول، در واقع پیوند میان نسل‌های فقهی را برقرار کرد. او در این کتاب، مبانی استدلالی فقه را چنان استوار کرد که تا ۵۰۰ سال بعد، هیچ متنی نتوانست جایگزین آن در حوزه‌های علمیه شود. او در کتاب «مسالک الافهام» نیز عمق تسلط خود بر فقه استدلالی را به رخ کشید.

۹.۲.۳. تقابل با خلافت عثمانی و شهادت در غربت: اقتدار علمی شهید ثانی و گرایش توده‌های مردم به او، برای دستگاه خلافت عثمانی قابل تحمل نبود. او متهم شد که جاسوس دولت صفوی است، در حالی که او تنها به دنبال حفظ استقلال علمی حوزه بود. مأموران سلطان عثمانی او را در مسیر مکه یا به روایتی در خود مسجدالحرام دستگیر کردند. او را به سمت استانبول بردند اما در ساحل دریا، پیش از آنکه به محاکمه برسد، توسط مأموران کوردل به شهادت رسید. سر او را برای سلطان بردند و پیکرش را در دریا رها کردند. او شهید شد تا استقلال حوزه علمیه شیعه از قدرت‌های استبدادی حفظ شود.

تحلیل میانی: پیوند میان شهید اول و دوم در زنجیره مقاومت

در اینجا باید اشاره کرد که شهید اول و ثانی، الگوی «فقیه-شهید» را از حالت یک اتفاق به یک «سنت» تبدیل کردند. آن‌ها ثابت کردند که فقه، اگر بخواهد زنده بماند، گاهی به جوهر قلم نیاز دارد و گاهی به خون گلو. این دو شهید، زیربنای تئوریک مقاومت را ساختند که قرن‌ها بعد توسط شهید صدر و شهید خامس به عرصه «حاکمیت جهانی» کشیده شد.

۱۰. شهید ثالث (قاضی نورالله شوشتری)؛ سفیر فقاهت در تمدن هند

قاضی نورالله شوشتری، فقیهی است که مرزهای جغرافیایی تشیع را در قرن یازدهم هجری توسعه داد و فقه را به عنوان یک قدرت نرم در دربار گورکانیان هند به کرسی نشاند.

۱۰.۱. مهاجرت راهبردی و تقیه عالمانه: در دورانی که ایران صفوی کانون قدرت شیعه بود، قاضی نورالله با درکی عمیق از ضرورت تبلیغ، به هندوستان مهاجرت کرد. او با نبوغ فقهی خود چنان درخشید که اکبرشاه گورکانی او را به عنوان قاضی‌القضات لاهور برگزید. قاضی در این منصب، با استفاده از روش «اجتهاد در مذاهب چهارگانه»، احکام را به گونه‌ای صادر می‌کرد که مطابق با مبانی تشیع و در عین حال پذیرفته‌شده برای اهل سنت باشد. این روش، عالی‌ترین سطح از «فقه مقارن» و «تقیه سازنده» در تاریخ است.

۱۰.۲. جهاد تبیین و آثار ماندگار: شاهکار او کتاب «إحقاق الحق و إزهاق الباطل» است. این کتاب تنها یک اثر کلامی نیست، بلکه دفاعیه‌ای تمام‌عیار از کیان فقهی و حقوقی اهل‌بیت (ع) در برابر هجمه‌های متعصبان است. او همچنین با نگارش «مجالس المؤمنین»، دایره‌المعارفی از مشاهیر و علمای شیعه تدوین کرد تا به شیعیان هند هویت و غرور مذهبی ببخشد. او فقیهی بود که با قلم خود، سدّ محکمی در برابر جریان‌های انحرافی و سلفی‌گری اولیه در شبه‌قاره ایجاد کرد.

۱۰.۳. شهادت در زیر ضربات تازیانه: پس از مرگ اکبرشاه و روی کار آمدن جهانگیرشاه، فضای سیاسی به نفع متعصبان تغییر کرد. علمای درباری که از نفوذ و قدرت علمی قاضی به ستوه آمده بودند، او را به «رافضی‌گری» متهم کردند. قاضی نورالله در سن ۶۳ سالگی، به فرمان شاه و با تحریک دشمنان، چنان زیر ضربات شلاق‌های خاردار قرار گرفت که بدنش پاره‌پاره شد و مظلومانه به شهادت رسید.

مزار او در «آگرا» همچنان نماد مقاومت علمی شیعه در شرق جهان اسلام است. او شهید شد تا ثابت کند فقه شیعه حتی در قلب تمدن‌های بیگانه، زنده و مقتدر است.

۱۱. شهید رابع (سید محمدباقر صدر)؛ معمار فقه نظام‌ساز و تمدنی

شهید سید محمدباقر صدر، نقطه عطف بزرگی در تاریخ فقاهت معاصر است. او فقه را از ساحت «فردی و عبادی» به ساحت «اجتماعی، اقتصادی و سیاسی» منتقل کرد.

۱۱.۱. نبوغ ساختارشکن و تولید نظامات اسلامی: شهید صدر معتقد بود اسلام برای تمام ابعاد زندگی بشر «نظام» دارد. او با نگارش «اقتصادنا»، زیربنای اقتصاد اسلامی را در برابر کاپیتالیسم و سوسیالیسم تبیین کرد. در «فلسفتنا»، بن‌بست‌های معرفتی ماتریالیسم را آشکار ساخت و در «البنک اللاربوی»، طرحی عملیاتی برای بانکداری بدون ربا ارائه داد. او نخستین فقیهی بود که «فقه را به مثابه یک سیستم» بازتعریف کرد.

۱۱.۲. رهبری تشکیلاتی و پیوند با ولایت: تأسیس «حزب‌الدعوة الاسلامیة» توسط او، گامی بزرگ برای کادرسازی شیعیان عراق بود. او مرجعی بود که در متن مردم حضور داشت و با شجاعتی بی‌نظیر، از انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی (ره) حمایت کرد. جمله معروف او که خطاب به شاگردانش فرمود: «در امام خمینی ذوب شوید، همان‌گونه که او در اسلام ذوب شده است»، نشان‌دهنده بصیرت عمیق او در درک «ولایت فقیه» به عنوان تنها راه نجات امت اسلامی بود.

۱۱.۳. شهادت مظلومانه در چنگال بعث: صدام حسین که نفوذ کلام و عمق فکری شهید صدر را خطرناک‌ترین مانع برای بقای خود می‌دید، او را پس از ماه‌ها محاصره و شکنجه‌های وحشیانه، به همراه خواهر دانشمندش، بنت‌الهدی صدر، به شهادت رساند. رژیم بعث حتی از پیکر او نیز هراس داشت و او را مخفیانه دفن کرد. شهادت شهید صدر، جبهه مقاومت در عراق را بیمه کرد و او را به عنوان «فقیه شهید راه ولایت» در تاریخ جاودانه ساخت. او شهید شد تا فقه شیعه در عصر مدرنیته، صاحب «دولت و نظام» شود.

۱۲. تحلیل تطبیقی میان شهید ثالث و رابع

در این بخش از مقاله، پیوند میان این دو شهید در زنجیره فقاهت تحلیل می‌شود:

۱۲.۱. هر دو شهید در محیط‌هایی با اکثریت مخالف یا حاکمیت‌های جائر (هندِ متعصب و عراقِ بعثی) فعالیت کردند.

۱۲.۲. هر دو بر «نظام‌سازی» تأکید داشتند؛ یکی در قالب قضاوت و کلام، و دیگری در قالب اقتصاد و سیاست.

۱۲.۳. شهادت هر دو، نتیجه مستقیم «نفوذ اجتماعی» و «مرجعیت سیاسی» آنان بود که توازن قدرت را به نفع حق تغییر می‌داد.

۱۳. شهید خامس (حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای) و قله کمال سلسله

در سیر تطور هزارساله فقه امامیه، ظهور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان «فقیه حاکم» و در نهایت «شهید خامس»، نقطه غایی و تکامل‌یافته‌ترین حلقه از سلسله شهدای فقاهت است. اگر شهید اول برای «تدوین» و شهید صدر برای «تئوری‌سازی» نظام اسلامی جان دادند، شهید خامس برای «تثبیت، حفظ و تمدن‌سازی» فقهی در مقیاس جهانی به شهادت رسید.

۱۳.۱. مبانی فقهی و اجتهادی شهید خامس: شخصیت علمی ایشان، فراتر از یک مرجع تقلید سنتی، در قامت یک «فقیه نظام‌ساز» تجلی یافت. ایشان با تسلط بر مبانی فقهی مشهد و قم، «فقه مقاومت» را به عنوان یک دکترین عملیاتی وارد عرصه بین‌الملل کردند. کرسی درس خارج فقه ایشان برای بیش از سه دهه، کانون تولید «فقه حکومتی» بود. ایشان معتقد بودند که فقه باید پاسخگوی چالش‌های مدرن از جمله اقتصاد بین‌الملل، حقوق بشر اسلامی و تکنولوژی‌های نوپدید باشد. این نگاه اجتهادی، زیربنای اقتدار سیاسی نظام اسلامی را فراهم آورد.

۱۳.۲. تبیین نظریه آیت‌الله محسن حیدری: آیت‌الله دکتر محسن حیدری، عضو محترم مجلس خبرگان رهبری، با شمّ سیاسی و فقاهتی خود، پیشنهادی تاریخی را مطرح کردند: نام‌گذاری امام شهید ما به عنوان «شهید خامس». این پیشنهاد بر این مبنا استوار است که تأثیرگذاری ایشان بر حیات اسلام و تشیع، با مجموع تأثیرات فقهای قرون گذشته برابری می‌کند. آیت‌الله حیدری معتقد است که ایشان تنها رهبر یک کشور نبودند، بلکه «امامِ امت» و «دیده بان کلان جبهه حق» بودند که توانستند پس از قرن‌ها، فقه شیعه را از انزوای حجره‌ها به متن قدرت جهانی منتقل کنند. لذا عنوان «شهید خامس» در واقع بازتاب‌دهنده این حقیقت است که ایشان وارث راستین خون‌های پاک شهید اول تا چهارم در عصر تشکیل دولت اسلامی هستند.

۱۳.۳. واکاوی واقعه شهادت در رمضان ۱۴۴۶ ق (زمستان ۱۴۰۴ ش): شهادت ایشان در پی تجاوز مستقیم رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در نهم اسفند ۱۴۰۴ و استمرار آن تا فروردین ۱۴۰۵، نشان‌دهنده استیصال دشمن از «هیمنه فقهی و سیاسی» ایشان بود. دشمن به این نتیجه رسیده بود که تنها راه ضربه زدن به عمق راهبردی تشیع، حذف فیزیکی «راس خیمه ولایت» است. شهادت ایشان در ماه مبارک رمضان، امتداد شهادت مولای متقیان علی (ع) در محراب عبادت و شهادت شهید اول در دمشق بود.

این خون، نه تنها پایان راه نبود، بلکه طبق سنت الهی، منجر به انسجام بی‌سابقه امت اسلامی و بیعت مجدد با جانشین ایشان، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، در ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ گردید تا پرچم ولایت زمین نماند.

۱۴. تحلیل پیوند ارگانیک در سلسله شهدای فقاهت (سنتز نهایی)

در این بخش، به تحلیل چرایی تداوم این سلسله می‌پردازیم. این پنج شهید (اول، ثانی، ثالث، رابع و خامس) در سه شاخصه کلیدی مشترک هستند که آن‌ها را از سایر فقها متمایز می‌کند:

۱۴.۱. نفوذ اجتماعی و فرامرزی: هیچ‌کدام از این پنج تن محدود به یک جغرافیای خاص نبودند. شهید اول در شام، شهید ثانی در کل قلمرو عثمانی، قاضی نورالله در هند، شهید صدر در کل جهان عرب و شهید خامس در کل پهنه گیتی تأثیرگذار بودند.

۱۴.۲. تقابل مستقیم با کانون‌های قدرت: شهادت آنان نتیجه تصادف نبود، بلکه نتیجه مستقیم «فقه سیاسی» و «حاکمیت‌خواهی» آنان بود که منافع ظالمان زمانه را به خطر انداخت.

۱۴.۳. تولید متنِ ماندگار در بحران: هر پنج شهید در سخت‌ترین شرایط سیاسی، آثاری تولید کردند که تا قرن‌ها منبع تغذیه علمی حوزه‌ها باقی ماند (از لمعه در زندان تا بیانیه گام دوم در اوج تحریم‌ها).

۱۵. نتیجه‌گیری

پژوهش حاضر ثابت کرد که مفهوم «سلسله شهدای فقاهت»، یک برساخته ذهنی نیست، بلکه یک «واقعیت تاریخی و فقهی» در تشیع است. شهادت فقهای طراز اول، موتور محرک حرکت تمدنی اسلام است. نظریه آیت‌الله محسن حیدری درباره «شهید خامس»، در واقع پرده‌برداری از آخرین حلقه این زنجیره تا پیش از ظهور منجی موعود (عج) است. شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اسفند ۱۴۰۴، نشان داد که فقه شیعه همچنان «زنده» و «خون‌بار» است و فقیه در این مکتب، پیش‌قراول جهاد و ایثار است. این سلسله ثابت کرد که قدرت نرم تشیع در «خون فقیه» نهفته است؛ خونی که هر بار می‌ریزد، هزاران مجتهد مجاهد دیگر را در دامن خود پرورش می‌دهد.

۱۶. مآخذ و منابع

۱. قرآن کریم.

۲. نهج‌البلاغه.

۳. آیت‌الله حیدری، محسن. (۱۴۰۵). *یادنامه شهید خامس و تبیین تداوم سلسله شهدای فقاهت*. اهواز

۴. آقابزرگ تهرانی. *الذریعة إلی تصانیف الشیعة*. بیروت: دارالأضواء.

۵. امین عاملی، سید محسن. *أعیان الشیعة*. بیروت: دارالتعارف.

۶. امینی، عبدالحسین. *شهداء الفضيلة*. قم: کتابخانه مرعشی نجفی.

۷. حر عاملی. *أمل الآمل فی علماء جبل عامل*. بغداد: مکتبة الأندلس.

۸. خامنه‌ای، سید علی. *بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی*. تهران: انتشارات انقلاب اسلامی.

۹. خمینی، روح‌الله. *ولایت فقیه: حکومت اسلامی*. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

۱۰. صدر، سید محمدباقر. *اقتصادنا*. بیروت: دارالتعارف.

۱۱. صدر، سید محمدباقر. *البحث حول الولایة*. نجف: مطبعة النعمان.

۱۲. شوشتری، قاضی نورالله. *مجالس المؤمنین*. تهران: کتابفروشی اسلامیه.

۱۳. عاملی، محمد بن مکی (شهید اول). *اللمعة الدمشقیة*.

۱۴. عاملی، زین‌الدین (شهید ثانی). *الروضة البهیة فی شرح اللمعة*.

۱۵. مطهرى، مرتضی. *سیری در سیره ائمه اطهار*. تهران: صدرا.

۱۶. مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

 *تقویم تاریخ انقلاب: از آغاز تا عروج شهید خامس*. تهران.

 

حجت الاسلام دکتر محمد امین جامعی مسئول انجمن تخصصی فقه و حقوق سازمان بسیج حقوقدانان خوزستان